|
صدای پای خیال | ||
|
گم میشوم در بین باورهای معمولی خمیازه دیوارها درهای معمولی چیزی شبیه مرگهای غیر معمول است آدم میان قوم بربرهای معمولی دنیا اتاق تیره ی تشریح تنهائی همخوابگی عشق و پیکرهای معمولی آدم برای عشقهائی سخت مصنوعی فرقی ندارد با نفربرهای معمولی تنها کنار پاکتی سیگار دلخوش بود شاعر که پر میکرد دفترهای معمولی حالا اسیر دانه و دام و قفس هستم حالا کمی مثل کبوترهای معمولی ? چیزی شبیه مرگ ماهی در صف آب است خو کردن آدم به باورهای معمولی
دنیا شبیه ساعتی از کار می . . . افتد فرامرز احمری [ یکشنبه 11/10/90 ] [ 10:20 صبح ] [ علی باقری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||